تبليغاتX
ღღღღღتقدیم به برو بچه سلام شیرازی ღღღღღ
ღღღღღتقدیم به برو بچه سلام شیرازی ღღღღღ
*~*~~*~*

عاتده


| *| نوشته شده در و ساعت توسط »»(¯`·. علی ادیب.·´¯)«« |
*~*~آيين عشق و زندگي به سبك كامپيوتري !~*~*

آيين عشق و زندگي به سبك كامپيوتري !

           


1. در زندگي و معاشرت با ديگران ، نرم‌افزار باشيم ، نه سخت‌افزار.

2. براي پسوند فايل زندگي اجتماعي و خانوادگي ، از سه كاراكتر "ع"، "ش" و "ق"، استفاده كنيم نه چيز ديگر.

3. هيچ‌گاه قفل سي‌دي قلب مردم را نشكنيم كه "تا تواني دلي به دست آور ، دل شكستن هنر نمي‌باشد".

4. چنانچه در كاري شكست خورديم ، آن را "Shut Down" نكنيم بلكه آن را "Restart" كنيم.

5. براي مانيتور زندگي‌مان ، بك‌گراند (Background) سبز يا آبي را در نظر بگيريم نه سياه يا دودي.

6. براي سيستم قلبمان از مانيتورهاي تخت و صاف (Flat) استفاده كنيم.

7.براي حل اختلافات زناشويي ، روي گزينه " گذشت و ايثار "، دابل كليك (Double click) كنيم.

8. براي فايل‌هاي اسرار زندگي‌مان ، پسورد (password) بگذاريم و آن را مخفي (Hidden) كنيم.

9. همواره پيش از سخن گفتن ، سي پي يوي فكرمان را به كار بيندازيم.

10. بر صفحه مشكلات مردم ، كليد F1 باشيم و آنان را كمك و راهنمايي (Help) كنيم.

11. اگر شخصيت ما بزرگ و والاست ، اين نوع شخصيت ، نبايد به ما اجازه دهد كه با هر كسي چت (Chat) كنيم و هر كسي با ما چت كند.

12. اگر از كسي بدي و كم‌لطفي ديديم ، آن را "Save" نكنيم بلكه آن را "Delete" نماييم و حتي آن را از ريسايكل‌بين (Recyclebin) قلب مان كاملاً محو كنيم.

13. به ديگران اجازه ندهيم در "سي دي رام" زندگي‌مان هر نوع "سي دي" را كه بخواهند ، قرار دهند.

14. خانه و دفتر كارمان ، به روي مردم نيازمند ، "Open" باشد.

15. تا حرف كسي تمام نشده ، اسپيكر (Speaker) خود را روشن نكنيم.

16. در سايت زندگي شخصي‌مان ، يك رُوم (Room) به نام مشكل‌گشا (Moshkelgosha) بسازيم تا ديگران با ما چت (Chat) كنند.

17. هنگام مشاهده خوبي‌ها و نيكي‌هاي ديگران ، بلافاصله كليد پرينت اسكرين (Print Screen) را بزنيم و از آن ها تصوير بگيريم.

18. فايل‌هاي مهم زندگي خود را گاه به گاه، اسكن (Scan) كنيم تا اگر به ويروسي آلوده شده باشند ، سريعاً مشخص شود.
 

 

 


19. در زمان ناتواني، درماندگي و تاريكي زندگي ديگران ، كليد "Power " براي آنان باشيم.

20. نگذاريم هر كسي در رُوم (Room) زندگي‌مان چت نمايد و در اين صورت ، او را ايگنور (Ignore) كنيم.

21. چشم‌هاي مان را به روي عيب‌هاي پنهان مردم، "Close" كنيم.

22. گاه و بي‌گاه ، كامپيوتر زندگي‌ ما هنگ (Hang) مي‌كند كه بايد آن را با " فكر "، " مشورت " و "برنامه‌ريزي"، ري‌استارت (Restart) كنيم.

23. براي كپي گرفتن از ديسكت زندگي ديگران ، نخست آن را ويروس‌يابي و سپس ويروس‌كشي كنيم.

24. مواظب باشيم كه رايانه زندگي زناشويي‌مان ، ويروس غرور و لج‌بازي به خود نگيرد كه در اين صورت ، ممكن است هيچ آنتي‌ويروسي نتواند آن را از بين ببرد.

25. اگر مي‌خواهيم در زندگي خويش موفق و خوشبخت باشيم، بايد خودمان زيرمنوهاي Programs را دقيقاً تنظيم كنيم و نبايد بگذاريم كه ديگران اين كار را براي ما انجام دهند اگر چه مي‌توانيم در اين زمينه ، با آنان مشورت كنيم.

26. پيش از پرينت گرفتن از سخنان مان ، پيش‌نمايش چاپ (print preview) آن را مشاهده كنيم.

27. اگر روزي رايانه زندگي ما با همسرمان هنگ كرد ، سه كليد " كنترل اعصاب "، " انصاف" و "دليل عصبانيت" را بزنيم.

28. هارد مغز خود را از برنامه‌هاي غيرمفيد ، پر نكنيم ، تا فضا را براي نصب برنامه‌هاي مفيد ، تنگ ننماييم.

29. براي اين كه از ديدن مانيتور زندگي ، بيشتر لذت ببريم ، كارت گرافيك بالا براي آن تهيه كنيم.

30. اگر لازم است كه مانيتور رايانه ما داراي رنگ‌هاي متنوع و متعدد باشد ، ولي مانيتور ارتباطات ما با مردم ، حتماً بايد يك‌رنگ باشد.

31. در خطاطي كامپيوتري ، از برنامه "كِلْك" هم مي‌توانيم استفاده كنيم اما در خطاطي زندگي، از برنامه "كَلَك" نبايد استفاده كنيم.

32. بكوشيم تا خوش اخلاقي را به جاي اين كه در رم (Ram) و حافظه موقت داشته باشيم ، در رام (Rom) و حافظه پايدار داشته باشيم تا در هنگام آغاز (Start) ارتباط با ديگران ، آن را به كار گيريم.

33. در كيس (Case) مستكبران و زورمداران ، "سي دي رام" نباشيم بلكه "سي دي ناآرام" باشيم.

34. قانون كپي‌رايت زندگي اجتماعي به ما اجازه نمي‌دهد كه سي دي بدي‌ها و عيب‌هاي ديگران را رايت كنيم.

35. در سايت زندگي ، هميشه لينكِ (Mahabbat) داشته باشيم و هيچ گاه براي اين سايت ، فيلتر نگذاريم.

   

منبع : برگرفته از نشريه ي پرسمان




| *| نوشته شده در و ساعت توسط »»(¯`·. علی ادیب.·´¯)«« |
*~*~خدایا...~*~*

خدایا
تو را دوست دارم
می خواهم تو را بیشتر و بیشتر
دوست داشته باشم
می خواهم تو رابیشتر از هر چیز
در دنیا دوست بدارم
به من عشق و ایمانی ناب
در خور درگاه نیلوفرینت
به من عطا کن
چنان متبرکم گردان
که توهمات سحر انگیز
این دنیا
نتواند مرا به گمراهی بکشاند
چنان متبرکم کن
ای استاد مبارک
که وسیله تو در راه کمک و التیام بخشیدن
در این دنیا باشم
خدایا به تو محتاجم

به هیچ چیز دیگر نیازی ندارمه لذت نه جاه نه قدرت
من تو را می خواهم
فقط تو را...

فقط خدا

 خدايا...پروردگارالله کمکم کن، کمکم کن که بتوانم پنچره ی دلم راروبه حقيقت بگشايم

 که مرغ خسته دلم راکه ديری است دراين قفس زندانی است

 درآسمان آبی عشق تو پرواز دهم

خدايا! پروردگارالله ياريم کن که شوق پروازراهميشه درخود زنده نگه دارم

 خدايا... توخود می دانی که بدترين درد برای يک انسان دور ماندن ازحقيقت خويشتن ورها شدن در گرداب فراموشی وسردرگمی است

 پس تو ای کردگار بی همتا مرا ياری کن که به حقيقت انسان بودن پی ببرم تا بتوانم روزبه روز به تو که سر چشمه تمام حقيقت هايی نزديک ونزديکتر شو

 خدايا ... هميشه گفته ام که تو را دوست دارم

 حالا هم با تمام وجود فرياد  می زنم

 خدايا .... دوستت دارم ... دوستت دارم ... دوستت دارم

 خدايا، شرمنده ام از زيادی گناهاني که انجام داده ام، شرمنده ام

 خدايا از قدر نشناسی خودم، ازاين که هرروز باعث ناراحتی تو می شوم شرمسارم

 خدايا چه بگويم ازکدامين گناهم نزد تو طلب عفو کنم

خدايا به کدامين گناه اشک شرم ازديده جاری سازم

 هروقت که خواستم زبان به حمد و ثنايت بگشايم

 اشک در ديدگانم جمع شد وبغض شرم  و پشيمانی ازگناهان ديگرمجال سخن گفتنم نداد

خدايا، مرا ازاين منجلابی که درآن گرفتارشده ام نجاتم ده

 به اين پرنده ي اسير پر و بالی ده تا خودش را ازاين قفس رهايی بخشد

و طعم آزادی و رهايی را تجربه کند

  خدايا، مرا فرصتی ده تا پاک بودن را تجربه کنم

و بتوانم حتی برای يک لحظه آنچه باشم که تومی خواهي

 خدايا، چگونه   می توانم روی به سوی تو بياورم و زبان به حمد و ثنايت بگشايم

 درحالی که خود از کرده خويش آگاهم

 چگونه می توانم دوست دارتو باشم در حالی که برعهد و پيمانی که با تو بسته ام وفادار نبوده ام

 چگونه می توانم طلب عفو و بخشش کنم در حالی هنوزشعله های عصيان درونم فروزان است.  بارالهی، چگونه می توانم روی به توبه آورم درحالی که اسير هواهای نفسانی خويشم!

 بارالهی، توازعلاقه ی من نسبت به خودت آگاهی ومی دانی که چقدر مشتاق رسيدن به توام

 ولی هر وقت که تصميم گرفتم که به سوی تو بيايم گناه به سراغم آمد ومرا از تو دور ساخت

 هميشه آرزويم اين بوده  که حتی برای يک روز که شده آنچه باشم که تو می خواه

 وآنچه کنم  که تو می پسندی، ولی افسوس اين نفس سرکش تا کنون مجال برآورده شدن

 این آرزو را به من نداده است.  بارالهی، می ترسم، از خويش و از اين سرنوشتی که درانتظار من است. از اين بيابان و شوره زاری که در پيش روی من است می ترسم.

 می ترسم که مرگ به سراغم بيا يد و آرزوی رسيدن به تو را اين بار او از من بستاند. 

 پس ای پروردگار بی همتا به لطف و کرم خويش مرا از مرداب رهايی ده

 و توانی ده خويشتن را  از هر چه بدی است پاک کنم

  خدايا به من فرصتی ده تا عاشق بودن تو را تجربه کنم



| *| نوشته شده در و ساعت توسط »»(¯`·. علی ادیب.·´¯)«« |
*~*~انرژی~*~*

انرژی مسئله خيلی مهميه. و برای خيلی از فعاليتها از جمله برونفکنی کالبداختری و فعاليتهای مابعدالطبيعه بسيار حياتيه. ما در زندگی روزمره هم از اين انرژی درونی بهره ميگيريم. و صرف خيلی کارها ميکنيم. و در برخی موارد اون را هدر ميديم. مثلا وقتی درباره اينکه چقدر از شخصی بدمون مياد فکر ميکنيم. برای بالابردن اين انرژی هم معمولا هر شخص متوسل به وسيله ای ميشه. شخصی کمبود انرژی خودش را با حضور در جمعی از دوستان جبران ميکنه. به اين صورت ديگران هر کدام مقدار بسيار کمی انرژی از دست داده و کمبودش را احساس نميکنند. شخصی اين انرژی را با تحقير ديگران بدست مياره و شخصی هم با دوست داشتن و کمک کردن به ديگران مقدار قابل توجهی انرژی نصيبش ميشه و اشخاص ديگری هم از راههای گوناگون ديگه. پس ميبينيد ما با انرژی چه رابطه نزديکی داريم. تا بحال خيلی ها ميزان انرژی شما را بالا بردند و خيلی ها هم آن را کم کردند. و اين در زندگی روزانه ما بارها و بارها اتفاق افتاده بدون اينکه ما به اون توجهی داشته باشيم و فقط اون را احساس کرديم. افرادی هستند که به صورت ناخودآگاه از انرژی ديگران تغذيه ميکنند. معمولا هم افرادی هستند که ما هيچگونه شک و شبهه ای به آنها نداريم. ممکنه نزديک شما بيان و برای شما درد دل کنن و بگن که چه آدم بدبخت و فلک زده ای هستند که با اين کار در حال گرفتن انرژی از شما هستند در حالی که شما دلتان به حالشون سوخته. عده ای هم هستند که سعی ميکنند با تحقير شما از شما انرژی بگيرند. موارد مختلفی وجود داره. برای همين سعی کنيد از اينگونه افراد يا به کلی دور بشيد و يا با اونها مقابله کنيد و با اين کار به انرژی دزدی آنها پايان بديد. مثلا در صورتی که شخص مورد نظر شروع به گريه و زاری و گفتن اينکه چقدر آدم بدبختيه اصلا بهش توجهی نکنيد و بهش بگيد که مسائل مهمتری داريد تا اينکه به شکوه های اون گوش کنيد. با اينکار مطمئن باشيد شخص مورد نظر يا سعی ميکنه دوباره به شما نزديک بشه و يا به کلی از شما دور ميشه پس مواظب اينگونه افراد باشيد و سعی کنيد انرژيتان را برای اينگونه افراد هدر نديد. در مورد تحقير هم به همين صورته و شخص مورد نظر ممکنه در حال دزديدن انرژی باشه. يادتون باشه اکثر اين افراد از کاری که انجام ميدن کاملا بی اطلاعن. اگر واقعا به اين افراد نزديک هستيد ميتونيد موضوع را با آنها در ميان بگذاريد و به اونها کمک کنيد. چون اين افراد با اينکار رابطه اجتماعی خودشون را با دوستان و اطرافيان تخريب ميکنند چون فردی که با اين شخص رابطه داره بعد از مدتی به صورت ناخودآگاه متوجه ميشه که هروقت اين شخص حضور داره احساس خيلی بدی بهش دست ميده. در صورتی هم که اين شخص برای شما اهميتی نداره از اين شخص دوری کنيد. نشانه هايی که در صورت کمبود انرژی برای شخص آشکار ميشه به صورت زير هستند:

·          سرگيجه و سردرد که بعضی وقتها بسيار شديد هستند.

·          احساس خيلی بدی در قسمت معده و شکم

·          احساس ضعف

·          ناراحتی بدون دليل

·          نياز به خواب

اين نشانه ها ميتونن در مواردی بسيار شديد باشند. پس سعی کنيد با رعايت نکاتی که بيان کردم و نکات ديگری که بيان خواهم نمود انرژی خودتون را هدر نديد و مقدار آن را بالا ببريد. به احساسات خودتون هم دقت کنيد. اين احساسات يا در واقع خاطرات و احساسات آزاد نشده باعث هدر رفتن انرژی هستند. بيشتر اين احساسات فايده ای به حال ما ندارند و رها کردن آنها خيلی بهتر از نگهداشتن آنهاست. با نگهداشتن اين احساسات ما فقط انرژی را هدر ميديم. شايد کل موضوع برای شما هنوز نا آشنا باشه. ولی خواه نا خواه روزی به ياد حرفهای من خواهيد افتاد و چه بهتر که نکات مهم را به ياد داشته باشيد. از بين مطالبی که در قسمت قبل گفتم افرادی بودند که از ديگران انرژی می دزديدند بدون اينکه خودشان اطلاعی داشته باشند و همچنين بدون اينکه ديگران  اطلاعی داشته باشند. ولی اکنون که به اين مسئله آگاه شديد اين آگاهی رويه ارتباط شما را تغيير خواهد داد. جوهر آگاه شدن خود محرک خيلی قويی است. آگاه شدن از انرژی خود، آگاه شدن از خود، آگاه شدن از طرز فکر، و... ميتواند کافی باشد تا مسير را به درستی ببينيم. فکر يکی از مولدهای انرژی است. اين انرژی درونی ماست. وقتی فکر منفی باشد به نابودی شخص و وقتی مثبت باشد به ارتقای شخص منتهی ميشود. بدست آوردن انرژی يا توليد انرژی مسئله طبيعيی است و روند خودش را طی ميکند. در واقع ما اکثر مواقع نمی بايست نگران اين مسئله باشيم. ما ميبايست نگران انرژيی باشيم که ناآگاهانه از دست ميدهيم. برای بدست آوردن انرژی راههای بسياری وجود دارد. برقراری رابطه با طبيعت يکی از بهترين راههای بهبود کيفيت انرژی است. يکی از بهترين اين رابطه ها ارتباط با درختان هست. اول از همه بايد اين را بدونيد که درختها موجودات زنده بسيار ظريفی هستند و نسبت به محيط و مهمتر از همه افراد واکنش نشون ميدند. کافيه شما هر روز با يک درخت حرف بزنيد و دستی به اون بکشيد و فرق را ببينيد. اين تفاوت هم در شما ايجاد خواهد شد هم در درخت. اگر از دسته ای باشيد که علاقه دارند يه کار غير عادی انجام بدن تا انرژی خودشون را افزايش بدن راههای خيلی مختلفی هست. يکی از ساده ترين اين راهها ميتونه به اين صورت باشه. اول از همه شما به يک منبع انرژی نياز داريد. در مطلبی که قبلا نوشته بودم گفتم که مثلا منابع انرژی ميتونن زمين، ماه، خورشيد، ستارگان و غيره باشند. بعد از اينکه تصميم گرفتيد از کدوم منبع استفاده کنيد ميتونيد قدم بعدی را نشسته يا خوابيده يا ايستاده انجام بديد. هر طور راحتتر هستيد. هيچوقت خودتون را به کاری يا حالتی که براتون ناخوشايند مجبور نکنيد. اين مشمول فکر شما هم ميشه. بلکه اگر قرار کاری انجام بديد خيلی بهتره که به طريقی انجام بديد که راحت هستيد. پس بعد از اينکه وضعيت بدنی خودتون را مشخص کرديد چشمهاتون را ببنديد و خودتون را کاملا شل و رها کنيد. تنفس را هم يادتون نره که خيلی خيلی مهمه. حتما عميق تنفس کنيد. نکته خيلی مهم اينه که از کاری که انجام ميديد لذت ببريد. اين تفکر غلط در بعضيها وجود داره که فکر ميکنند برای اينکه انسان به مقصدش برسه بايد سختی بکشه. شايد سختيی وجود داشته باشه ولی به هيچ وجه الزامی نيست. درصورتی که شخص در هنگام تمارين لذت ببره انجام اين تمارين برای اون بسيار مسرت بخش ميشه و اون ميتونه به راحتی به اونها ادامه بده. پس وقتی به وضعيت خوب ذهنی و بدنی رسيديد نوبت به دريافت انرژی ميرسه. مثلا فرض کنيم که ميخوايم از زمين انرژی بگيريم. انرژی را به هر رنگ و شکلی که دوست داريد تصور کنيد که داره از زمين به سمت بالا مياد و از پاهای شما وارد ميشه. اين انرژی را به آرومی به بالا و بالاتر ببريد و در تمام بدن گردش بديد و اون را با انرژی خودتون مخلوط کنيد. کاملا تصور کنيد که انرژی شما با انرژيی که از زمين گرفتيد مخلوط شده. اين کار را اونقدر ادامه بديد که کاملا انرژی را احساس کنيد و همچنين انرژی شما به اندازه کافی افزايش پيدا کنه. درصورتی که حس کرديد کاملا از انرژی پر شديد و احساس ميکنيد اين انرژی زياد باعث ناراحتی شماست دوباره به حالت شلی و رهايی بريد(و در وضعيت بدنی مناسب) و تصور کنيد که انرژی شما با انرژی زمين متصل شده و شما داريد انرژی خودتون را با انرژی زمين متعادل ميکنيد. اين کار را تا وقتی که احساس راحتی کرديد ادامه بديد. اين تمرين بسيار موثره. در صورتی که تمرين ميکنيد به مرور زمان کنترل شما روی انرژی خودتون بهتر ميشه.

 

                    



| *| نوشته شده در و ساعت توسط »»(¯`·. علی ادیب.·´¯)«« |
*~*~مدیتیشن عبادت ~*~*

مدیتیشن عبادت  

بهتر است این مدیتیشن را هنگام شب و در محلی تاریك انجام دهید و بلافاصله پس از آن آمادة خوابیدن شوید. یا می توانید آن را هنگام صبح انجام دهید ولی به هر صورت باید پانزده دقیقه پس از آن استراحت كنید. این استراحت كاملا ضروری است زیرا در غیر این صورت پس از انجام مدیتیشن احساس خلسه نخواهید كرد. حل شدن و یكی شدن با انرژی هستی، عبادت است. این حل شدن باعث تغییر شما می گردد و هنگامی كه شما تغییر می كنید كل جها ن نیز برای شما تغییر می كند. هر دو دست خود را به سوی آسمان دراز كنید، كف دستانتان رو به بالا باشد و سرتان را نیز رو به بالا نگاهدارید، احساس كنید كه هستی از طریق دستانتان در وجود شما به جریان در می آید. به محض این كه انرژی از دستان شما شروع به جریان یافتن می كند، احساس لرزشی خفیف خواهید كرد، درست مانند لرزش برگ های درختان وقتی كه نسیمی ملایم می وزد. اجازه دهید این لرزش تمام وجود و بدنتان را فرا بگیرد و سپس با تمام وجود با انرژی سرشار شده اید، سجده كرده و زمین را ببوسید. به این ترتیب به سادگی وسیله ای خواهید شد كه از طریق آن انرژی الهی و آسمانی با زمین مرتبط می گردد. این دو مرحله را باید هفتبار تكرار كنید تا به این ترتیب هر هفت چاكرای شما باز و فعال گردند. البته می توانید تعداد دفعات بیشتری نیز آن را تكرار كنید ولی اگر این مدیتیشن كمتر از هفت بار انجام شود،‌ نخواهید توانست خوب بخوابید. با همین عبادت به خواب روید. به این ترتیب شما به خواب می روید ولی انرژی كسب شده در وجود شما كار خودش را انجام می دهد. این انرژی تا صبح در بدن شما جاری شده و هنگام صبح كه از خواب بلند می شوید، احساس تازگی و سلامت بیشتری خواهید كرد و برای طول مدت روز این حالت در وجودتان حفظ خواهد شد و پر از انرژی و سرحال باقی می مانید.



| *| نوشته شده در و ساعت توسط »»(¯`·. علی ادیب.·´¯)«« |
*~*~از کائنات بخواهیم ....~*~*

 

از کائنات بخواهیم ....

            

 "منم پروردگارت

   بخوان ما را

   بگردان قبله ات را سوی ما

   اینک وضویی کن

   خجالت می کشی از من ؟؟؟

   بگو... جز من کس دیگر نمی فهمد

   به نجوایی صدایم کن

   بدان آغوش من باز است

   برای درک آغوشم

   شروع کن... یک قدم با تو

   تمام گامهای مانده اش با من"

                  

    

هر شب از خود خواهم پرسید  ؟؟؟

 

         که امروز را چه کرده ام .....


 

 

 

Image and video hosting by TinyPic

 زندگی

 

 



| *| نوشته شده در و ساعت توسط »»(¯`·. علی ادیب.·´¯)«« |
*~*~~*~*

 

                                                                                     

يه روز بهم گفت:مي خوام باهات دوست باشم،آخه ميدوني؟من اينجا خيلي تنهام

بهش لبخند زدم و گفتم: آر ه مي دونم.فکر خوبيه.من هم خيلي تنهام.

يه روزه ديگه بهم گفت:مي خوام تا ابد باهات بمونم،آخه ميدوني؟

من اينجا خيلي تنهام.

بهش لبخند زدم و گفتم: اره مي دونم.فکره خوبيه.من هم خيلي تنهام.

يه روزه ديگه بهم گفت:مي خوام برم يه جاي دور،جايي که هيچ مزاحمي نباشه،

بعد که همه چيز روبراه شد تو هم بيا،آخه ميدوني؟من اينجا خيلي تنهام.

بهش لبخند زدم و گفتم: آره مي دونم.فکره خوبيه.من هم خيلي تنهام.  

يه روز تو نامه اش نوشت:من اينجا يه دوست پيدا کرم،آخه مي دوني؟من اينجا خيلي تنهام.

براش يه لبخند کشيدم و زيرش نوشتم:آره مي دونم.فکره خوبيه.من هم خيلي تنهام.

يه روز يه نامه نوشت و توش نوشت:من قرار اينجا با اين دوستم تا ابد زندگي کنم.

آخه مي دوني؟ من اينجا خيلي تنهام.  

براش يه لبخند کشيدم و زيرش نوشتم:آره مي دونم.فکره خوبيه.من هم خيلي تنهام.

حالا ديگه اون تنها نيست ومن از اين بابت خيلي خوشحالم و چيزي که بيشتر خوشحالم

ميکنه اينه که نمي دونه من هنوز خيلي تنهام.



| *| نوشته شده در و ساعت توسط »»(¯`·. علی ادیب.·´¯)«« |
*~*~~*~*

من از خدا خواستم،
نغمه هاي عشق مرا به گوشت
برساند تا لبخند مرا
هرگز فراموش نكني و
ببيني كه سايه ام به
دنبالت است تا هرگز
نپنداري تنهايي.
ولي اكنون تو رفته اي ،

شايد آن روز كه سهراب نوشت :

    

                     (( تا شقايق هست زندگي بايد كرد ))

                         

                                                     خبري از دل پر درد گل ياس نداشت

                                                                           

                                                                                               بايد اينجور نوشت :

          

               هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچك و ياس زندگي اجباريست......




من هم خواهم رفت
فرق رفتن تو با من اين
است كه من شاهد رفتن تو هستم

لحظه لحظه گذر عمر مثل اینه که تو میری

دونه دونه خاطراتم تو می خوای ازم بگیری

نگو مثل بار اول دستمو دوباره خوندی

بین موندن یا نموندن تو سر دو راهی موندی

نگو خیسی چشاتو به کسی نشون نمیدی

حیف عمری که تلف شد پای عشقی که ندیدی

توی گوشه اتاقم یه سبد گل شکسته

عطر دستای لطیفت یه روزی روشون نشسته

فکر اشکامو نکن چشام هم عادت می کنه

آسمون به چشم خیسم داره حسادت می کنه

دانلود آهنگ با کیفیت ۱۲۸

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندام چه خواهد ساخت

ولی آنقدرمشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد به دست طفلکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته سازد

بدینسان بشکند دایم سکوت مرگبارم را

 

این دیوانگیست...

اين ديوانگيست ...

که از همه گلهاي رُز تنها بخاطر اينکه

خار يکي از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشيم...

که همه روياهاي خود را تنها بخاطر اينکه

يکي از آنها به حقيقت نپيوسته است رها کنيم...

 اين ديوانگيست ...

که اميد خود را به همه چيز از دست بدهيم بخاطر اينکه در زندگي با شکست مواجه شده ايم ...

که از تلاش و کوشش دست بکشيم بخاطر اينکه يکي از کارهايمان بي نتيجه مانده است...

اين ديوانگيست ...

که همه دستهايي را که براي دوستي بسوي ما دراز مي شوند بخاطر اينکه يکي از دوستانمان رابطه مان را زير پا گذاشته است رد کنيم ...

که هيچ عشقي را باور نکنيم بخاطر اينکه

در يکي از آنها به ما خيانت شده است...

 اين ديوانگيست ...

که همه شانس ها را لگدمال کنيم بخاطر اينکه

در يکي از تلاشهايمان ناکام مانده ايم...

به اميد اينکه در مسير خود هرگز

دچار اين ديوانگي ها نشويم...

و به ياد داشته باشيم که هميشه...

شانس هاي ديگري هم هستند

دوستي هاي ديگري هم هستند

عشق هاي ديگري هم هستند

نيروهاي ديگري هم هستند

تنها بايد قوي و پُر استقامت باشيم

و همه روزه در انتظار روزي بهتر و شادتر از روزهاي پيش باشيم 

                    divanegi

 

 



| *| نوشته شده در و ساعت توسط »»(¯`·. علی ادیب.·´¯)«« |
*~*~~*~*

 

ميشه مثل يه قطره اشك بعضيا رو از چشمت بندازي .... ولي هيچ وقت نمي توني جلوي اشكي رو بگيري كه با رفتن بعضی ها از چشمت جاري ميشه

 

 

 

اگه یه روز چشمات پر اشک شد و دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی صدام کن. بهت قول نمی دم که ساکتت کنم...ولی قول می دم که پا به پات گریه کنم

 

 

اگه کسی در شهر غم خيابان دوست ، کوچه‌ی محبت پلاک مهر، منزل مونس های شقايق را پيدا کرد سلام مرا به اهالي آنجا برساند

 

 

 

 

گلي كه در دست داشتم پژمرد. من گريستم او پژمرد. او گريست باغ ها پژمردند. خداوند گلي ديگر به دستانم سپرد ولي تو همچنان مي گريي؟ چرا؟

 

 

 

 

 

باور کن گلایه از تو نیست تو خوبتر از انی که گلایه از تو باشد گلایه از خودم و ویرانه های قلب خودم است که ذره ذره فرو میریزند واینک احساس میکنم جز ویرانه ای از من باقی نیست

 

 

 

 

 

براش بنویس دوستت دارم آخه میدونی.آدما گاهی اوقات خیلی زود حرفها شونو از یاد میبرن ولی یه نوشته ، به این سادگیها پاک شدنی نیست.اگرچه پاره کردن یک کاغذ از شکستن یک قلب هم ساده تره...ولی بنویس...

 

 

 

 

 

*شنيدم که شمشير يکي را دوتا مي کند بنازم به شمشيرعشق که دوتا رايکي مي کند* .

 

گفت : عاشقي مرد ، بیا به یادش لحظه ای سکوت کنیم .
گفتم : اگر بخواهیم برای عاشقان سکوت کنیم ، باید عمری را ساکت باشیم ...

 

 

 

 

 

اگر كليد قلبي را نداري قفلش نكن اگر خداحافظي در راه است سلام نكن اگر دستي را گرفتي رهايش نكن...

 

 

 

 

 

 

در اين حريم شبانه ستم گرفته در اين شب خوف و خاكستر كه غم گرفته رفيق فروزان روشن رهايي من ستاره‌ها را صدا بزن دلم گرفته

 

 

 

 

 

 

 

 

آنگاه كه با دستانت واژه عشق را بر قلبم نوشتي سواد نداشتم اما به دستانت اعتماد داشتم حال سواد دارم اما ديگر به چشمان خود اعتماد ندارم

 

 

 

 

 

خدايا تو خود ميداني انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است
چه زجر ميكشد آن كس كه انسان است و از احساس سرشار است

 

 

 

 

 

 

 

آدم وقتي عاشق شد ... حتي يه لحظه هم عشقش رو نميذاره و بره ... ! اگه اين كارو كرد ... اون عشق نيست ...آدم وقتي عاشق شد ... چشمش خود به خود روي همه بسته ميشه ... ! اگه نشد ... اون عشق نيست ...آدم وقتي عاشق شد ... فقط صلاح و خوبيه عشقش رو ميخواد ... !اگه غير از اين بود ... اون عشق نيست ...آدم وقتي عاشق شد ... يه لحظه نميتونه غم عشقش رو ببينه و آروم بگيره ... ! اگه غير از اين شد ... اون عشق نيست

 

 

 

 

 

 

هميشه آرزوهايت را ياد داشت کن... نه به خاطر اينکه خدا فراموش مي کند.. به خاطر اينکه فراموش مي کني آنچه امروز داري آرزوهاي ديروزت است

 

 

 

 

 

 

 

 

شبي پرسيدمش از بي قراري‌‌‌‌، به غير از من کسي را دوست داري؟دو چشمش از خجالت بر هم افتاد‌‌، میان گریه هایش گفت:آری...

       

 



| *| نوشته شده در و ساعت توسط »»(¯`·. علی ادیب.·´¯)«« |
*~*~موهبت~*~*

_____****__________**** _______ من از خدا خواستم به من توان و نیرو دهد،

و او بر سر راهم مشکلاتی قرار داد تا نیرومند شوم.

ـ من از خدا خواستم به من عقل و خرد دهد،

و اوپیش پایم مسایلی گذاشت تا انها را حل کنم،

ـ من از خدا خواستم به من ثروت عطا کند،

و او به من فکر داد تا برای رفاهم بیش تر تلاش کنم.

ـ من از خدا خواستم به من شهامت دهد،

و او خطراتی در زندگیم پدید آورد تا بر آنها غلبه کنم.

ـ من از خدا خواستم به من عشق دهد،

و او افراد زجر کشیده ای را نشانم داد تا به آنها محبت کنم،

ـ من از خدا خواستم به من برکت دهد،

و خدا به من فرصت هایی داد تا ازآنها بهره ببرم.

ـ من هیچ کدام از چیزهایی را که از خدا خواستم ، دریافت نکردم

ولی به همه ی چیزهایی که نیاز داشتم ،رسیدم.

**************

فرشته ی بیکار

روزی مردی خواب عجیبی دید . دید که رفته پیش فرشته ها و به کارهای آنها نگاه می کند .

هنگام ورود دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کار هستند

و تند تند نامه هایی را که توسط پیکها از زمین می رسند ،

باز می کنند و آنها را داخل جعبه هایی می گذارند .

مرد از فرشته ی پرسید : شما دارید چه کار می کنید ؟

فرشته در حالی که داشت نامه ی را باز می کرد ،
گفت : اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم

از خداوند را تحویل می گیریم . مرد کمی جلوتر رفت .

باز دسته ی بزرگ دیگری از فرشته گان را دید که کاغذهایی

را داخل پاکت می کنند و آنها راتوسط پیکهایی به زمین می فرستند .

مرد پرسید : شما چه کار می کنید ؟ یکی از فرشته گان با عجله گفت :

اینجا بخش ارسال است ، ما الطاف و رحمتهای خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم

مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته .

 مرد با تعجب از فرشته پرسید : شما اینجا چه می کنید و چرا بیکارید ؟

 فرشته جواب داد : اینجا بخش تصدیق جواب است .

مردمی که دعاهایشان که مستجاب شده ، باید جواب بفرستند

 ولی فقط عده ی بسیار کمی جواب می دهند .

 مرد از فرشته پرسید : مردم چگونه می توانند جواب بفرستند ؟ 

 فرشته پاسخ داد : بسیار ساده  فقط کافیست بگویند :

خدایا شکر ....  

 

 


___***____***____***__ *** ____
__***________****_______***____
_***__________**_________***___
_***خیلی  دلم گرفته_____***___
_***__ برام  دعا کنید  اول  ***___
__***خدا بعدش....... شما____***____
___***_________________***_____
____***_____LOVE!_____***______
______***___________***________
________***_______***__________
__________***___***____________
____________*****______________
_____________***_______________


 تنهايي رو دوست دارم

تنهايی را دوست دارم زيرا بی وفا نيست ...

تنهايی را دوست دارم زيرا عشق دروغی در آن نيست ...

 تنهايی را دوست دارم زيرا تجربه کردم ...

 تنهايی را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. .

تنهايی را دوست دارم زيرا....

 در کلبه تنهايی هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد

 


راستی  اگه  یه  موقعه ...........

 غم و غصه اومد  سراغتون ..........(البته خدا نکنه) 

 دایوردش  کنید  روقلبه  من..........

علی



| *| نوشته شده در و ساعت توسط »»(¯`·. علی ادیب.·´¯)«« |

 

 

کمیابترین کدهای جاوا

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












2khali

This free script provided by webloger site

جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ